مذهب و همجنسگرایی

اسلام و همجنسگرایی

حلقه گمشده در مباحث روشنفکران مذهبی مسلمان==

روشنفکری دینی یعنی قرائتهای همخوان با دور و زمانه و تلاش برای همگام کردن مذهب با پیشرفتهای علمی، فرهنگی و اجتماعی جامعه بشری، در طول تاریخ مذاهب و ادیان بخصوص سه دین بزرگ یهودیت، مسیحیت و اسلام وجود داشته است اما روشنفکران دو مذهب مسیحیت و یهودیت زمانی موفق به آشتی مذاهب خود با جهان امروزی شدند که از قرائتهای به قول معروف اگوستینی از مذهب (که طبق آن مسیحیت به عنوان سقف خرد و عقل بشرتلقی می شود) گذشتند و در مناسبات بین دین و عقل، ارزش بیشتری برای عقل قائل شدند.

همین موضوع در عرفی کردن جوامع مسیحی، رشد دمکراسی و حقوق بشر و پایبندی مسیحیان مذهبی به ارزشهای امروزی تأثیر به سزایی داشت. به همین دلیل هم هست که دمکراسی، حقوق بشر، سکولاریسم و لائیسیته جوامع غربی مترادف بی دین شدن مردم آن جوامع نمی باشد.

روشنفکران مسلمان ما (از جمله علی شریعتی) تا این اواخر برداشتهایی مشابه قرائتهای اگوستینی از دین اسلام ارائه می کرده اند. یعنی هرچند که معرف برداشتی متفاوت ازبرداشت روحانیان سنتگرا و پیروان آنها از اسلام بوده اند و به همین دلیل هم بارها مورد خشم وغضب دستگاه روحانیت واقع شده اند اما در مسئله تقابل عقل و ایمان مذهبی اصالت را به دین داده اند. ولی در سالهای اخیر بخصوص از زمان روی کار آمدن خاتمی در دوره اول ریاست جمهوری اش، ما شاهد ظهور پدیده جدیدی در بین روشنفکران دینی کشور بوده ایم. کسانی مثل سروش، کدیور و بعضی چهره های تئوریسین جبهه دوم خرداد که با پیش کشیدن مباحث پلورالیسم دینی-فرهنگی و بدین طریق جدا کردن حوزه ایمان از حوزه عقل و قائل شدن وزن بیشتر برای عقل در مناسبات ایندو، قدمهای مهمی در عبور از «قرائتهای اگوستینی» از اسلام برداشته اند واین را باید به فال نیک گرفت چه شکل گیری دمکراسی، پلورالیسم فرهنگی و اخلاقی، و احترام به تفاوتها بدون همگامی مسلمانان معتقد و «مسجد رو» اگر نه ناممکن، حداقل بسیار سخت خواهد بود. اما گسست از قرائتهای گذشته و ارائه برداشتهای تازه از دین و سازگاری بیشتر اسلام با جهان مدرن که روشنفکران دینی امروز جامعه ما منادی آنند نتوانسته همگام با تحولات ذهنی اجتماعی پیش برود و همچنان در سطح بحثهای آکادمیک باقی مانده است. هرچند نمی توان فشارها و تضییقات حکومت و دستگاه روحانیت سنتی بر روشنفکران دینی را نادیده گرفت اما همه مسئله این نیست و به نظر می رسد که روشنفکران مذهبی ما یا نمی خواهند و یا از نظر ذهنی (و شناخت) از برداشتن قدمهای بعدی وحشت دارند. شاید همین هم باعث شده که آنها در مباحث خود تنها تا سطح پلورالیسم دینی-عقیدتی می رسند ولی پلورالیسم فرهنگی-اخلاقی را به کلی فراموش می کنند.

این دوستان نظریه پرداز مذهبی که ظاهراً دغدغه دین دارند و می خواهند آنرا با پیشرفتهای بشر امروزی هموار کنند بهتر از هر کسی به این مسئله واقفند که پروتستانیسم اسلامی نمی تواند در نیمه راه متوقف شود و خواه ناخواه باید همان مسیری را طی کند که پییشتر توسط پروتستانیسم مسیحی طی شده است.

در کشورهای مسیحی (بخصوص در کشورهای غربی مسیحی) روحانیت به دفاع و حمایت از همجنسگرایی موضعگیری می کند، همجنسگرایان مسیحی مذهبی و کلیسا رو در درون تشکیلات کلیساهای خود، تشکلات و گروهای حمایتی خاص خود را دارند و کلیساها در مسئله تصمیم گیریها و اعلام مواضع خود از سازمانهای همجنسگرایان مذهبی به عنوان ارگانهای مشورتی استفاده کرده و در تصمیمات خود به نظرات آنها توجه می کنند. از آن گذشته کشیشان همجنسگرا در کلیسا از احترام و امنیت شغلی برخوردارند و….

روشنفکران مذهبی ما نمی توانند از یکطرف داعیه پروتستانیسم اسلامی کنند اما از طرف دیگر چشمان خود را بر واقعیتهای زمینی ببندند و هزاران هزار (اگر نه میلیونها) همجنسگرای مسلمان و مسجد رو از جمله روحانیون همجنسگرا را فرموش کنند. واقعیت این است که همینها به طور بالقوه بخش عمده ای از بستر اجتماعی، فرهنگی و دینی روشنفکران مذهبی را تشکیل می دهند. سکوت نظریه پردازان پروتستانیسم اسلامی در مورد حقوق فرهنگی-اجتماعی همجنسگرایان بخصوص همجنسخواهان مسلمان همان حلقه گمشده در مباحث روشنفکران مذهبی ماست.لازم نیست الفبای علمی و طبیعی بودن گرایش به همجنس را برای این دوستان توضیح دهیم آنها مسلماً این را می دانند و اگر هم نمی دانند کافی است به سایتها و مجلات پزشکی و علمی سر بزنند تا علمی، عقلی و طبیعی بودن همجنسخواهی و دلائل آن را متوجه شوند. اما ظاهراً وقتی به مسائل جنسی انسانها می رسند ترجیح می دهند که یا از مواضع خود عقب نشینی کنند (به برداشتهای اگوستینی از مذهب رجعت کنند) و یا مهر سکوت بر لب بزنند. امری که به این سئوال در اذهان بسیاری دامن می زند که پس اخلاق، صداقت و راستگویی (دینی) شما کجاست؟

اگر روشنفکران دینی مخالف انحصارطلبی و قرائت خاص روحانیون و مراجع تقلید سنت گرا از اسلام باشند خود نمی توانند مانع قرائت های دیگری شوند و همجنسگرایان مسلمان حق دارند برای آشتی اسلام و ایمان خویش با گرایش و نیاز جنسی (همجنسگرایانه) خود برداشتها و قرائتهای خاص خود را ارائه دهند. و گرنه ادعای نظریه پردازان مذهبی فاقد ارزش و اصالت خواهد بود. از طرف دیگر اگر کسی با اجبار در حیطه اندیشه مخالف باشد، نمی تواند با اجبار در حوزه جنسی موافقت کند. روشنفکری مذهبی با تبارتر از جبهه سیاسی معروف به دوم خرداد است چه قبل از آن بوده و بعد از آن نیز خواهد بود و به این دلیل تئوریسین های آن نباید و نمی توانند گردش زبان و قلم خود را بنا به مصلحت های سیاسی روز تنظیم کنند. تقسیم مؤمنان و پیروان دین بر اساس تعلقات جنسیشان و انحصار نزدیکی به خدا و بهشت موعود به افراد خاص به خیر و صلاح هیچ دینی نبوده و نیست و اجبار یک هکجنسگرای معتقد به خدا و دین به انتخاب بین اعتقادات وجدانی-ایمانی خود و گرایش جنسی-درونی یعنی محکوم کردن او به جهنمی زمینی است درحالیکه قرار است خدا و فرشتگان در آن جهان خود قضاوت کنند. ترمیم حیثیت خدشه دار شده مذهب اسلام در افکار ایرانیان و بسیاری از مردم جهان در گرو حل همین تناقضات است و حداقل برای خیر و صلاح دین خود هم که شده، روشنفکران مذهبی ما باید وارد اینگونه مباحث شوند.

پاسخ دهید

XHTML: شما می توانید از این علامت‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>