پدیده همجنسگرایی در حیوانات نیز دیده می شود و با قاموس طبیعت همخوانی دارد.==
قبل از پرداختن به موضوع اصلی مقاله، نوشتن مقدمه ای برای نشان دادن تناقض کسانی که به ظاهر با استناد به طبیعت به رد همجنسگرایی می پردازند، لازم می آید.
در طبیعت و در بین حیوانات و جانوران چیزی به اسم ناموس و یا حس شرم وجود ندارد و بسیاری از انواع جانوران هستند که با خواهر، برادر و فرزندان خود علناً و در پیش چشمان دیگران به انجام عمل سکس مبادرت می ورزند. درحالیکه اگر انسانی چنین کاری انجام دهد اخلاق اجتماعی و قانون عمل او را «حیوانی» تفسیر کرده و محکوم می کند. به عبارت دیگر اعتقاد بر این است که رفتار و منش و روابط جنسی و اشکال سکس انسانها نباید مثل حیوانات باشد. حال اگر کسی ادعا کند که چون رفتار حیوانات غریزی است و بر اساس رفتار طبیعی با هم معاشرت یا سکس دارند و بر همین اساس محدودیت های اخلاقی در عرصه سکس در اجتماع انسانها غیر طبیعی است، گوش شنوایی برای منطق خود نخواهد یافت، هر چند استدلالش قوی باشد. اما مخالفان اقلیتهای جنسی وقتی به موضوع همجنسگرایی می رسند اختلاف انسان و حیوان را به کلی فراموش کرده و «طبیعت گرا» می شوند و استدلال می کنند که چون این پدیده در حیوانات وجود ندارد؟؟؟!! پس نتیجتاً همجنسگرایی صرفاً یک پدیده در بین انسانهای «منحرف از قاموس طبیعت» و در نتیجه غیر طبیعی است!!!
این دوگانگی استناد به حیوانات و طبیعت یعنی گاهی اشتیاق به مقایسه انسان و حیوانات و گاهی دوری گزینی از رفتار حیوانی را مخالفان همجنسگرایی چگونه توضیح می دهند؟؟
یک ساده نگر ممکن است به داشتن عقل و مغز و قدرت تفکر انسان اشاره کند ولی این جواب قانع کننده نیست. مثلاً چرا بعضی از ادیان و فرهنگ ها صرفاً حق چند همسری به مردان را می دهند ولی به زنان نمی دهند؟ درحالیکه بعضی از حیوانات که به جفت گیری با تعداد زیادی می پردازند، اصلاً جفت ثابت ندارند و نوع ماده آن حیوان هم از همان حق برخوردار است. مثال دیگر اینکه طبیعت (یا خداوند) قدرت جنسی حیوانات را فصلی تعیین کرده طوری که در فصل و ماههای خاصی از سال تحریک جنسی می شوند درحالیکه در انسان از سن بلوغ تا آخر عمر ادامه دارد و حتی زنی که آبستن هم هست باز شهوت و نیروی جنسی او بیدار می ماند و قادر به انجام عمل سکس است. اینجاست که می بینیم مقایسه جنسیت انسان و حیوانان بی معنی است و در نتیجه توسل به بهانه غیر طبیعی بودن همجنسگرایی تا چه اندازه بی رنگ است. اما خیال «طبیعت گرایان» ما راحت باشد؛ همجنسگرایی در بین حیوانات هم دیده می شود.
تا مدتها، بسیاری از کارکنان در باغ وحشهای مختلف بر تظاهر پدیده همجنسگرایی در بین حیوانات باغ وحش خود اعتراف کرده اند اما وقت، هزینه و فرصت هایی که برای تحقیق و مطالعه جدی و عمقی حول پدیده همجنسگرایی در بین حیوانات در طبیعت شده بسیار ناچیز بوده است. و در نتیجه اطلاعات تاکنون به دست آمده هم محدودند، با اینهمه دانشمندان و زیست شناسانی که به مطالعه حول موضوع جنسیت در طبیعت و در بین حیوانات پرداخته اند، ادعا می کنند که با این پدیده در بیش از 450 نوع از حیوانات، جانوران و پرندگان برخورد کرده اند و نتیجه می گیرند که همجنسگرایی یک پدیده صرفاً انسانی نیست بلکه در حیوانات هم هست و بنابراین با قاموس طبیعت همخوانی دارد. از جمله انواع حیواناتی که پدیده همجنسگرایی در آنها مشاهده شده از این قرارند: دلفین، شمپانزه، شیر جنگل، گرگ، خوک آبی، آهو، بعضی از مرغان دریایی، گاومیش کوهان دار آمریکایی به نام (Bison)، بز کوهی؛ بوقلمون، شترمرغ، باقرقره (Sage grouse) وهمینطور نوعی از ماکیانهای معروف به (Cock of the rock) آقای Bruce Bagemihl که خود یک زیست شناس آمریکایی است، 9 سال تمام از وقت خود را به مطالعه حول پدیده همجنسگرایی در طبیعت و در بین حیوانات اختصاص داد. او در سال 1999 نتیجه مطالعات خود را در کتابی به نام:
Biological Exuberance, Animal Homosexuality and Natural Diversity
St. Martin`s Press, 2000
منتشر کرد که سر و صدای زیادی به راه انداخت.
او در کتاب خود عنوان می کند که هر گونه رفتار جنسی که در بین انسانها رایج است، در بین حیوانات نیز دیده می شود. با این تفاوت که چون حیوانات امکان تکلم ندارند و از قدرت اسباب سازی محروم هستند، امکان مطالعه حول فتیشهای متنوعی که در اشکال و تظاهر جنسی بعضی انسانها مشاهده می شود، مشکل است. (امیدواریم همجنسگرایان هموطن مقیم خارج بتوانند حداقل بخشهایی از این کتاب را به فارسی ترجمه و در دسترس بقیه قرار دهند).
بعضی از زیست شناسان ادعا می کنند که نه تنها همجنسگرایی در بین حیوانات در طبیعت یافت می شود بلکه درجه تظاهر آن بسیار بیشتر از موارد جوامع انسانی است. نکته قابل توجه اینکه تحقیقات تا کنون صورت گرفته دال بر آن دارند که درصد همجنسگرایی، دوجنسگرایی(بای سکشوالیتی) و دگرجنسگرایی در بین حیوانات مختلف یکی نیست و نسبتاً متفاوت است. برای مثال در بین شترمرغ ها، همجنسگرایی خیلی بیشتر دیده می شود تا در بین آهوان که دوجنسگرایی در بین آنها شایع تر از همجنسگرایی است. همینطور در جامعه نزدیکتر حیوانات به انسان یعنی شامپانزها، کلاً همجنسگرایی مطلق و همینطور دگرجنسگرایی مطلق نادر است و اکثراً عمدتاً دوجنسگرا هستند و با هر دوجنس مخالف و موافق به انجام عمل سکس مبادرت می ورزند.
برای اثبات نظر خود، محققان با درنظرگرفتن اینکه ممکن است عدم دسترسی به جنس مخالف این حیوانات را به سکس با همجنس کشانده، تعدادی از همان نوع حیوان اما با جنس مخالف را در دسترس آنها گذاشته اند . اما این حیوانات همجنسگرا به جنس مخالف اعتنایی نکرده و به جفت گیری با هم جنس خود ادامه داده اند.
نکته جالبتر اینکه عموماً حیوانات در فصل خاصی از سال به جفت گیری و تولید مثل می پردازند و در بقیه فصول نیروی جنسی آنها به خواب می رود. درست همین حالت فصلی بودن تمایل جنسی در بین حیوانات همجنسگرا هم مشاهده است.
در مورد درصد همجنسگرایی، دگرجنسگرایی و دوجنسگرایی در حیوانات آقای Bruce Bagemihl در کتاب خود (صفحه 35)، جدولی ارائه می دهد که قابل تأمل است. براساس این جدول نوعی از حیوانات تا صد در صد دو جنسگرا هستند و همجنسگرایی یا دگرجنسگرایی مطلق در آنها اصلاً وجود ندارد یا بسیار نادر است.
|
نوع حیوان |
درصد همجنسگرایی |
درصد دوجنسگرایی |
درصد دگر جنسگرایی |
|
|
||||||
|
Silver gulls (Female( |
10 |
11 |
79
|
|
|
||||||
|
Black headed gulls (both sexes) |
22 |
15 |
63 |
|
|||||||
|
Japanese Macaques (Both sexes) |
9 |
56 |
35 |
|
|||||||
|
Bonobo Chimpanzees (Both sexes) |
صفر |
100 |
صفر |
|
|||||||
|
Galahs (Both sexes) |
44 |
11 |
44 |
|
|||||||
منبع:
Biological Exuberance, Animal Homosexuality and Natural Diversity
St. Martin’s Press, 2000, page 35
مؤخره:
قرنها بری انسان طول کشید تا دانشمندان و محققان به کمک علم توانستند به طبیعی بودن همجنسگرایی پی ببرند. بله، با وجود اینهمه سال و قرن که از تاریخ بشریت می گذرد، تنها کمتر از 40 سال است که بشر به این آگاهی که همجنسگرایی بیماری و انحراف روانی نیست و اینکه بین 3.5 تا 10 درصد افراد هر اجتماعی همجنسگرا هستند، رسیده است. حالا تصورش را بکنید که از ابتدای تاریخ بشر تا 40 سال پیش، چه تعداد همجنسگرایان زن و مردی که به جرم همجنسگرایی به مرگ یا شکنجه و زندان محکوم نشدند، آرزوها و امیال و احساس خود را نشناختند، کسی آنها را درک نکرد و صدای فریادهایشان در گلو خفه ماند، چه انسانهایی که از قوه جنسی خود رنج و عذاب ابدی کشیدند و چه انسانهایی که تا آخر عمر نتوانستند راز خود را با کسی در میان نهند. فکرش را بکنید که همین امروز هم علی رغم اینکه سازمان بهداشت جهانی، سازمان جهانی حقوق بشر، مؤسسه های معتبر علمی و سکسولوگها همه بر طبیعی و عادی بودن همجنسگرایی تأکید و اذعان می کنند که همجنسگرایان در همه جوامع بشری فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و ملیت، وجود دارند، در شرایطی که وزارتخانه های بهداشت و درمان و پزشکی کشورهای پیشرفته همجنسگرایی را از لیست بیماریها و اختلالات روانی حذف کرده اند، در شرایطی که در کشورهای آزاد همجنسگرایان از قرب و منزلت برخورداند و در پست های مهم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و در همه سطوح قابلیتهای خود را نشان داده اند، در شرایطی که بخش بزرگی از مذهبیون و کلیساها در غرب علناً به همجنسگرایی اعتراف کرده اند، درحالیکه حتی دولت مذهبی واتیکان هم به رعایت حقوق همجنسگرایان و تحمل و مدارا با آنان تأکید کرده، باز جوامع و دولتهایی در قرن بیست و یکم پیدا می شوند که به نام مذهب و اخلاق و ملیت و فرهنگ همچنان همجنسگرایان را سرکوب کرده و حقوق آنها را نفی می کنند. بر این اساس در بسیاری از مواقع مخالفت با همجنسگرایی نه از زاویه ناآگاهی بلکه از تعصب و عنادورزی ناشی می شود که به مرحله مخالفت با علم و دانش هم رسیده است.
ادعای نبود همجنسگرایی در بین حیوانات نه ناشی از صحت چنین ادعایی است بلکه ناشی از این است که دانشمندان و محققان به وجود پدیده همجنسگرایی در بین حیوانات آنچنان که باید و شاید نپرداخته اند ولی در همین حد بسیار محدودی که پرداخته اند، به وجود این پدیده در بین حیوانات اعتراف می کنند. بنابر این، دانش امروزی فعلاً در همین حد است اما هیچ معلوم نیست که با گذشت زمان و صرف هزینه و وقت و انجام تحقیقات گسترده در بین حیوانات در سالهای دور یا نزدیک، دانش بشری در این زمینه هم به دانش و یافته های جدیدی دست یابد و از بنیاد دچار تحول شود، همانطور که به علم وجود پدیده همجنسگرایی در بین افراد بشر تنها 40 سال پیش دست یافتند.
در خاتمه می توان پرسید که اصلاً گیریم که همجنسگرایی در بین حیوانات مشاهده نشود، مگر انسان خود یک حیوان طبیعی نیست؟ چرا طبیعت (یا خداوند) قادر نباشد که حالات و خصوصیات خاصی در این حیوان (انسان) ایجاد کند؟ مگر عقل که مختص انسان است و در حیوانات و جانواران مشاهده نمی شود، غیر طبیعی است؟ مگر همه حیوانات پستاندار هستند و یا شیوه زاد و ولد آنها یکی است؟ آیا این دلیلی بر طبیعی نبودن یکی از این دو حالت است؟
به چند عکس زیر توجه کنید، بنابر منابع، همه حیواناتی که در عکسهای زیر مشغول انجام عمل سکس هستند، همجنس می باشند.
qulture گفت
این وجه علمی برای کسانی که در سخن دینی پرورش یافته اند همواره جالب بوده است. و به نظرم گاهی موثر هم هست. نمونه اش همین مقاله. استدلال های جالبی در این مقاله به چشم می خورد. اما من همیشه به حال آن آدمی که برای آزادی افراد نیاز به استدلال دارد دلم می سوزد.
در ضمن عکس ها لینک ندارند.
فرمت دیگری برای بلاگتان انتحخاب کنید که صفحه ها را بهتر نشان دهد.
الیکا گفت
wow
mh.behi گفت
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/04/090403_ag_sexual_politics_book.shtml